تبليغاتX
نوشته های شخصی غایت خلقت جهان پرورش انسانهائی است که در برابر شدائد ، بر هرچه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند سید شهیدان اهل قلم

نخستین اثر گروه رودکی با صدای شجریان منتشر می شود

 

آلبوم جديد شجريان در تابستان

 

براي ديدن عكس در اندازه بزرگتر روي عكس كليك كنيد ضبط نخستین آلبوم گروه موسیقی "رودکی" به خوانندگی محمدرضا شجریان و آهنگسازی مجید درخشانی تیرماه سال جاری توسط انتشارات دل آواز منتشر می شود.

مجید درخشانی نوازنده تار گروه موسیقی رودکی با اعلام این خبر درخصوص قطعات این آلبوم گروه موسیقی" رودکی" به خبرنگار مهر گفت : این آلبوم شامل شش قطعه در دستگاه همایون با اشعاری از مولانا ،حافظ و سعدی است و تا کنون ضبط سه قطعه از این آلبوم انجام شده است و باقی قطعات نیز ظرف یک هفته آینده به پایان خواهد رسید.

وی در ادامه با اشاره به قطعات این آلبوم گفت : پیش درآمد در همایون، زنگ شتر،چهار مضراب در بیداد، تصنیف "ما ز یاران چشم یاری داشتیم "از ساخته های استاد شجریان و همچنین تنظیم جدید بر قطعه "باد صبا" از آثار حسام السلطنه از جمله قطعات موجود در آلبوم گروه موسیقی رودکی است.

این نوازنده تا در خصوص برنامه های آتی گروه موسیقی خورشید گفت : موسیقی متن تئاتر "رودکی" به کارگردانی علی پویان را به تازگی به پایان رساندم و از اواخر فروردین ماه به روی صحنه خواهد رفت ؛ تمرینات گروه موسیقی "خورشید" آغاز شده و نخستین اجرای این گروه در سال جدید در اصفهان خواهد بود.

 

"سینا جهان آبادی" نوازنده کمانچه ،"شاهو عندلیبی" نی،"حامد افشاری" قیچک باس،"مهرداد ناصحی" قیچک آلتو،"کاوه معتمدیان" کمانچه ، "رادمان توکلی" تار ،"رامین صفایی" سنتور ، "حمید قنبری" تنبک،"حسین رضایی نیا"دف،"محمدرضا ابراهیمی"عود،"مژگان شجریان" سه تار و عمیدی بم تار و رباب اعضای گروه موسیقی "رودکی" هستند که در ضبط این آلبوم محمدرضا شجریان را همراهی می کنند.

 

منبع : خبرگزاري مهر

 

لينكهاي مرتبط :

گفتگو با همسر اول استاد شجريان

دانلود "مرغ سحر" ، اجرا شده در شب آخر کنسرت شجریان و گروه آوا در تالار وزارت کشور _مرداد 86

کنسرت مستقل همایون شجریان با گروه دستان

دانلود 5 تصنیف از شجریان پدر و پسر

همه شاگردان شجریان (نگاهی به شاگردان شجریان که دوره عالی را نیز نزد استاد شجریان طی کردند )

دانلود دو تصنیف از کنسرت اخیر شجریان در تهران ؛ مرداد 86

دانلود قطعه ای با صدای همایون شجریان از کنسرت اخیر شجریان در تهران ؛ مرداد 86

گزارش اختصاصی از شب آخر کنسرت شجریان ؛مرغ سحر ناله سر داد

عکسهای منتخب کنسرت شجریان در تهران _ مرداد 86

گزارش کاملی از کنسرت شب اول شجریان در تهران

دنبال حال و هواي ايراني‌ام ؛ مصاحبه روزنامه اعتماد ملی با استاد شجریان بعد از کنسرت مرداد 86

دانلود مناجاتهای ماه مبارک رمضان و صدای خاطره انگیز و مخملی شجریان

ویژه تولد استاد شجریان ؛ چندین عکس و دانلود چند تصنیف

  

+ نوشته شده توسط سخائی در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 9:2 |

تاريخچه سيزدهم نوروز

 

                               

 

پايان بخش مراسم نوروزی جشن سيزده بدر است كه روز سيزدهم فروردين ماه اتفاق می‌افتد. و در واقع سال تازه برای كار و فعاليت‌های اجتماعی و فرهنگی و كشاورزی از روز چهاردهم فروردين آغاز می‌گردد.

 

گو اينكه در كتاب‌های تاريخی و ادبی گذشته از قبيل التفهيم ، تاريخ بيهقی و آثار الباقيه كه تمامی آيين‌های نوروزی را مو به مو شرح داده‌اند ، نشانی در مورد سيزده بدر نيست و حتا شاعران آن زمان هم در اشعار خود اشاره‌ای در مورد آن نكرده‌اند ، اما هيچكدام از اينها دليل بر اين نيست كه جشن سيزده بدر از آيين‌های معتبر و باستانی ايران نبوده است ، بلكه می‌توان گفت چون اين جشن در ميان همه‌ی قشر‌ها عموميت داشته و بطور كلی جشنی همه كس پسند و مردمی بوده ، نه پادشاه پسند و نه فقط برای خواص ؛ و از سويی ديگر چون شاعران و نويسندگان آن زمان بيشتر رويدادها و جشن‌های رسمی را كه در حضور شاهان برگزار می‌شده ، توصيف می‌كرده‌اند – از اين رو در نوشته‌ها و اشعار آنان رد پايی از سيزده بدر وجود ندارد.

 

و اما نحوست عدد سيزده – به علت تقارن بعضی از حوادث ناگوار با آن – نه تنها در فرهنگ ايرانی ، بلكه از دير باز در فرهنگ‌های كهن ديگر هم مطرح بوده و موجب آمده كه وحشتی همگانی از نامباركی اين شماره در نهاد بشر پديد آيد .

 

چنانكه تورات در سفر خروج باب 11 و 12 ، در روز سيزده‌ی فروردين (= روز سيزدهم سال نو مصری) از برخورد ستاره‌ی دنباله داری با زمين گزارش می‌دهد كه در فضای زمين درخشيده ، بطوری كه در افق ايران هم ديده شده است. بر اثر اين برخورد زمين لرزه‌ی سهمناكی روی داده ، آتش فشان‌ها به آتش فشانی پرداخته ، كاخ‌ها ويران گشته و بسياری از مردم جان خود را از دست داده‌اند.

 

مسيحيان هم از آنجا كه در آخرين غذای حضرت عيسا (= شام آخر) سيزده نفر بر سر سفره بوده‌اند و خيانت يكی از آنان موجب مصلوب شدن مسيح گرديده ؛ اين عدد را شوم می‌دانند و هرگز سيزده نفر بر سر يك سفره غذا نمی‌خورند.

 

دكتر محمود روح الامينی در اين مورد می‌گويد: من خود شاهد بودم كه در يك خانواده‌ی كاتوليك فرانسوی به علت نيامدن يكی از مهمان‌ها ، ميزبان جمع سيزده نفری را به دو گروه تقسيم نمود و در دو اتاق جداگانه شام داد تا از بدشگونی اين عدد پرهيز كرده باشد.

 

شماره‌ی سيزده در تاريخ يونان هم به اين نا خجستگی مبتلاست ، چنانكه در تاريخ آنان هم آمده است كه فيليپ پدر اسكندر مقدونی مجسمه‌ی خود را در معبدی گذاشت كه دوازده مجسمه‌ی ديگر از خدايان در آن بود ، اما پس از زمانی كوتاه نامباركی عدد سيزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسيد .

 

ژرژ سيمس نويسنده‌ی اروپايی هنگامی كه در سال 1894 به كلوپ شماره‌ی 13 فرا خوانده شد ، دعوت را رد كرد و در پاسخ دعوت نامه نوشت: آقايان ؛ دعوت نامه‌ی شما رسيد، از لطف‌تان سپاسگزارم... دوستان ؛ اگر من سرپرست خانواده‌ای نبودم و رعايت حالشان بر من واجب نبود ، با نهايت اشتياق می‌آمدم و هر پيشامدی – هر چند ناخوشايند – را هم استقبال می‌كردم. اما اكنون چون متعهد به اداره‌ی خانواده‌ای هستم ، می‌ترسم نحوست عدد 13 شماره‌ی كلوپ دامنم را بگيرد و در زندگی‌ام اثر بگذارد و مرا گرفتار مصيبتی كند كه خانواده‌ام بی‌سرپرست بماند. از اين رو از شما پوزش می‌خواهم.

 

در فرهنگ نمادها نيز سيزده را عددی می‌دانند كه خود را از نظم هستی جدا كرده و آهنگ طبيعی جهان را دنبال نمی‌كند. به همين دليل است كه بسياری از شركت‌های هواپيمايی – از جمله شركت هواپيمايی "هما" در ايران – رديف سيزده را ندارد. و همچنين در شماره گذاری خانه‌ها از نصب پلاك (13) خوداری می‌كنند و به جای آن(1+ 12) می‌نويسند.

 

                               

 

دكتر مهرداد بهار در مورد عدد سيزده و روز سيزده بدر نكات جالبی بيان می‌دارد كه از وی نقل قول می‌كنيم. ا و می‌گوید:

 

"گاهی از خود می‌پرسيم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سيزدهم عيد چيست؟ چرا كار كردن و پرداختن به امور جاری در اين روز نحس است؟ بايد گفت زير تأثير نجوم بين‌النهرينی ، اساطير نجومی در ايران شكل می‌گيرد كه بنا بر آن هر يك از دوازده اختر كه خود بر يكی از برج‌های دوازده‌گانه حاكم است ، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد. از اين رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال ، آسمان و زمين در هم خواهد شد. محتملاً ، اين اسطوره خود نيز ريشه‌ای بابلی دارد و ظاهراً باور بر آن بوده است كه در اصل ، پس از دوازده هزار سال ، آشفتگی آغازين باز می‌گردد. به گمان انسان اعصار كهن آن چه در كيهان بزرگ (هستی) رخ می‌داد ، در كيهان ُخرد (در جهان انسانی) نيز رخ می‌داد ؛ اين عقيده ريشه از همانجا دارد كه گفتيم انسان كه تنها قادر به شناخت نسبی خود بود ، جهان را قياس از خويش می‌گرفت و گمان می‌كرد كيهان بزرگ همچون اوست. با اين باور بود ، كه سال دوازده ماهه را را توجيه می‌كردند. طبعا ً عوامل نجومی ديگری چون گردش ماه در اين امر و پديد آمدن سا ل دوازده ماهه مؤثر بوده است ، اما توجيه اساطيری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله‌ی هستی ، بهترين توجيهی به نظر می‌رسيد كه در چار چوب اعتقادات كهن می‌گنجيد. جشن‌های دوازده روزه‌ی آغاز سال نيز با اين سا ل دوازده ماهه و دوره‌ی دوازده هزار ساله‌ی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در اين دوازده روز پيش می‌آمد ، سرنوشت سال خود می‌انگاشت و گمان می‌كرد اگر روز‌های نوروزی به اندوه بگذرد ، همه‌ی سا ل به اندوه خواهد گذشت. بسياری از اين باورها هنوز برجاست ، مختصر آن كه دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه‌ی سال بود.

 

اما اگر در پايان دوازده هزار سال جهان درهم می‌شد و آشفتگی نخستين ، باز می‌گشت ، و اگر به نشان آن ، در پايان هر سال قانون از ميان بر می‌خاست ، پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفتگی نهايی و پايان سال را بر خود داشت. در اين روز كار كردن ، و نظام عمومی را رعايت كردن نيز از ميان برمی‌خاست و شايد عياشی‌ها و "ارجی" باری ديگر برای يك روز باز می‌گشت. نحسی سيزدهم عيد نشان فرو ريختن واپسين جهان و نظام آن بود".

 

دكتر بهرام فره وشی در مورد گجستگی عدد سيزده می‌گويد:

 

"در اساطير ايرانی عمر جهان هستی دوازده هزار سال است و عدد 12 هم از بروج دوازده گانه گرفته شده است. پس از اين دوازده هزار سال عمر جهان بسته می‌شود و انسان‌هايی كه در جهان هستی وظيفه شان جنگ با اهريمن بوده است به پيروزی نهايی می‌رسند. از آن پس ديگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آ دميان به جايگاه ابدی خويش ، به عالم مينو باز می‌گردند. با دا نستن اين موضوع می‌توان گفت كه اولين دوازده روز فروردين تمثيلی از اين دوازده هزار سال است و روز سيزدهم تمثيلی از هزاره‌ی سيزدهم می‌تواند باشد كه آغاز رهايش از جهان مادی است و از اين رو روز سيزدهم می‌تواند روز باز گشت ارواح به جهان مينوی و روز رهايش كيهانی باشد".

 

دكتر مير جلال الدين كزازی نيز در مورد عدد سيزده و روز سيزده بدر نظری دارد كه شنيدنی است. او می‌گويد:

 

"يك ديدگاه فرهنگی است كه ما می‌توانيم با كند و كاو در باور شناسی و نماد شناسی كهن ايرانی ، ريشه‌ها و خاستگاه‌ها‌ی بی شگونی 13 را به در كشيم و بررسيم. در اين باور شناسی پاره‌ای از شمار (اعداد) ارزش نمادين داشته است.

 

عدد يك (= 1) در باورشناسی باستانی ايران نشانه‌ی راز آلود خداوند است. عدد دو (= 2) ارزش آيينی دارد: آسمان و زمين ، نرينه و مادينه و... دو بدين سان ساختار و سرشت آفرينش را برما روشن می‌دارد. كاربردهای نمادين عدد سه (= 3) اين است كه اين شمار به گونه‌ای راز آلود ، آفرينش و پديده‌ی هستی را نشان می‌دهد. در باورهای ايران از زادگان سه گانه و يا مواليد ثلاث سخن به ميان رفته ، زادگان سه گانه كانی و يا جاندار است. عدد چهار (=4) ، چهار گوهر را نشان می‌دهد. در پنج (= 5) می‌توانيم از پنج حس سخن بگوييم. در شش (= 6) به شيوه‌ی نمادين جهان آشكار می‌شود و ما معتقديم پديده‌های گِتی شش سويه هستند. اما هفت (= 7) در ميان يكان از كارآ يی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است. عدد هشت (= 8) با بهشت در پيوند است. عدد ُنه (= 9) باز شماری است كه در فرهنگ ايرانی ارزش آيينی ويژه‌ای دارد و از شمار سپند (مقدس ، پاك) است. عدد دوازده (12) در نماد شناسی نشانه‌ی كمال است. دوازده در گروه خودش ارزش بسيار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داريم. هفت در عدد دوازده گردان است پس اگر دوازده را نشانه‌ی كما ل بدانيم ، اين عدد خجسته ترين خواهد بود، زيرا آرمان آفرينش رسيدن به سر آمدگی و كمال است. پس اگر به شمار سيزده (= 13) رسيديد ، اين همه از ميان خواهد رفت و زمانی كه به چهارده می‌رسيم ، دوباره گجستگی روی می‌دهد. ايرانيان از دير زمان روز 13 را از خانه بيرون می‌رفتند كه بی شگونی اين روز را از خود دور بدارند. شايد يكی از دلايلی كه عدد 13 نزد ايرانيان نحس است و مردم برای فرار از اين نحسی ، روز سيزده بدر را در دامان طبيعت به سر می‌برند ، ترويج فرهنگ بد شگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است ".

 

دكتر كزازی در مورد كسانی كه سخت به نحوست اين روز اعتقاد دارند و از آن زيان می‌بينند ، می‌گويد: " اين زيان در گجستگی عدد 13 نيست ، بلكه در باوری است كه آنها به اين گجستگی دارند. باور به گجستگی آن نيروهای درونی و بيرونی با ور را با او همسو و همگرا و كانونی می‌كند و نيروها اثری بر پيرامون می‌گذارد ".

 

و اما پيشينه و انگيزه‌ی عدد سيزده هر چه كه باشد، در ايران هميشه رسم برآن بوده كه روز سيزده‌ی نوروز – سيزده‌ی فروردين – تمامی مردم از شهری و روستايی و از هر طبقه و دسته ، بايد از خا نه‌ها بيرون آمده و خود را به دشت و صحرا بسپارند. و ديگر اينكه جايز نيست – حتا برای زما نی كوتاه – به خانه‌های يكديگر وارد شده و صاحب خانه را گرفتار نحوست نمايند.

 

                                

 

چنانكه علامه عباسعلی كيوان ، در خاطرات هفتاد ساله‌اش از باور مردم شهر خود قزوين در اين باره در كتاب خود كيوان نامه می‌نويسد:

 

"روز سيزده بدر جايز نبود برای ديد و باز ديد ، به خانه‌ای رفت ، هم صاحبخا نه به فال بد می‌گرفت و می‌گفت نحوست را به خانه‌ی من آورده‌اند و هم رونده نمی‌خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آن چه بلا در اين سال بيايد ، آن روز مقدر وتقسيم می‌شود. پس خوب است ما درشهر و خانه‌ی خود نباشيم ، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيافتيم."

 

بسياری از مراسمی كه در جشن سيزده در ايران برگزاز می‌شود ، معانی اساطيری و تمثيلی دارد. شادی و خنده به معنای فرو ريختن پليدی و انديشه‌های تيره ؛ مهربانی و روبوسی ، نماد آشتی و استحكام دوستی و پاكيزگی از دشمنی و عداوت ؛ به آب افكندن سبزه‌های هفت سين به آب رونده نماد فديه به ايزد بانوی آب (آناهيتا) ؛ خوردن غذا در دشت نماد فديه‌ی گوسفند بريان ؛ گره زدن سبزه برای باز شدن بخت ، تمثيلی از پيوند زن و مرد و ادامه‌ی نسل است.

 

از رسم‌های ديگر جشن سيزده بدر كه در گذشته بسيار معمول بوده ، شركت در مسابقات بُرد و باختی به ويژه اسب دوانی است كه ياد آور نبرد ايزد باران با ديو خشكسالی است.

 

از ديگر رسم‌های شوخی آميز روز سيزده كه مشخص نيست نخست از كجا آغاز شده ، دروغ روز سيزده است. چنان كه اروپاييان نيز روز اول آوريل كه به روز سيزده‌ی فروردين ما بسيار نزديك است ، (هر چهار سا ل يك بار سيزده‌ی فروردين و اول آوريل برابر می‌شوند) اين رسم را دارند. بطوريكه روز اول     آوريل سال  راديو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود كه امروز برج ايفل خراب خواهد شد. با شنيدن اين خبر عده‌ی زيادی حيران و هيجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلاميه‌ی دروغ اول آوريل روبرو شدند.

 

اطلاعات بيشتر در مورد تاريخچه نوروز و دروغ اول آوريل را مي توانيد از اينجا دانلود كنيد .

 

لينك مرتبط :

دليل نحسی 13 فروردين : جشن پوريم، يا جشن ايرانی کشی

 

 

+ نوشته شده توسط سخائی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 4:26 |

توسط ماهنامه "مادران" صورت گرفت

 

گفت‌و‌گو با همسر اول استاد شجریان

 

همايون شجريان و مادرشان

 

اخيرا ماهنامه "مادران" گفتگوئي با خانم فرخنده گل افشان ، همسر اول استاد شجريان ترتيب داده است ، گرچه سوالات كاملا خام و غير حرفه اي است ولي خانم گل افشان در نهايت پختگي ، جوابهاي حرفه اي داده است .

 

البته در اين گفت گو خانم گل افشان در مقام مادر همايون شجريان مورد خطاب است  .

 

لازم به ذكر است كه شجريان در سال 1340 با خانم فرخنده گل افشان ازدواج مي كند و در سال 1370 جدائي شجريان از خانم گل افشان اتفاق مي افتد و ايشان با خانم كتايون خوانساري ازدواج مي كند .

 

ثمره ازدواج استاد شجريان با خانم گل افشان 4 فرزند به نامهاي  راحله (2 مهر 1342 ) ، افسانه (28 ارديبهشت 44 ، ايشان بعدها با استاد مشكاتيان ازدواج مي كند ) ، مژگان (27 ارديبهشت 48 ) و همايون (30 ارديبهشت 1354 ) مي باشد .

 

حال بخوانيد متن گفتگوي ماهنامه "مادران" با خانم فرخنده گل افشان ( همسر اول استاد شجريان ) :

 

 

  • بخش اصلی تربیت فرزندان معمولا به‌عهده مادر است . مادر چگونه باعث گرایش فرزندان به سمت هنر می‌شود؟

 

هنر، زیبایی است که نهاد هنرمند سرچشمه گرفته و با نهادهای دیگران پیوند میخورد . ذات هنرمند هم سرچشمه‌ای جز دامان پدر و مادر ندارد که خود آنها نیز ثمره دودمان و فراتر از همه سرزمینی هستند که بدان تعلق دارند، پس می‌بینید که آنچه باعث گرایش یک فرد به‌هنر میشود فقط اصول تربیتی نیست. بلکه فرمان خون و سرشت و نهاد هنرمند است که از آب و خاک و آسمان سرزمینش، فرهنگ مردمانش گرفته، نقش دارد و خاندان و سرانجام مادر و پدری‌که این امانت ها را به او می‌سپارند، حال چه خودآگاه و چه ناخودآگاه .

 

  • این کلی بود. شما چه کار کردید؟

 

من هم سعی کردم تا جایی که توانستم امانتدار خوبی برای فرزندم باشم.

 

  • خودتان قبل از ازدواج به چه هنر هایی گرایش داشتید؟

 

به هنر گل سازی می پرداختم ولی بعد از ازدواج به دلیل مسئولیت در کار و زندگی نتوانستم به آن ادامه بدهم .

 

  • آیا خانواده با آن مشکل داشتند ؟

 

خیر به هیچ وجه.

 

  • چرا ادامه ندادید؟

 

به دلیل اینکه در متن زندگی فرار گرفتن وظایفی را به دوش همسر یا مادر می‌گذارد که شاید انجام آن و رسیدن به نتیجه‌اش فراتر از همه هنرها باشد. به هر حال هنر یک مادر، انسان سازیست.

 

  • می‌خواهم زمینه‌ها ی خانوادگی که آقا همایون در آن رشد کرد را بررسی کنم و به‌نقش خانواده و به‌خصوص مادر برسم . بعد از آنکه با آقای شجریان ازدواج کردید در گرایش های هنری‌تان چه تغییراتی ایجاد شد؟

 

آنچه بایسته است بگویم این است که گرایش‌های هنری من دراین زمینه آنقدر نقش نداشته که عشق و مهر ورزیدنم به عنوان یک مادر به همایون، توانسته نقش داشته باشد. همایون دارای ژن هنری از سوی پدرش است، من سعی کردم با عشق و مهر مادری‌ام، این ژن را بارورتر کنم.

 

  • در بلندپروازی های دوران جوانی‌تان شما آرزو می‌کردید همایون چه کاری را انتخاب کند؟

 

آنکه همایون به عنوان یک هنرمند بتواند وامش را به هستی بپردازد افتخاری برای من و پدرش بوده و باعث سربلندی مردمان ایران باشد.

 

  • فکر می‌کنم آقا همایون تنها پسر شماست. شما دختر دوست داشتید یا پسر؟

 

فکر نمی‌کنم برای هیچ مادری پسر یا دختر بودن فرزندش توفیری داشته باشد ولی به‌هرحال پس از داشتن سه دختر، جای خالی فرزند پسر را احساس می‌کردم.

 

  • اولین بارقه‌های توجه به‌هنر کی در همایون پیدا شد؟

 

اولین تجلی هنر همایون به صورت ریتم‌نوازی در سن ۴ یا ۵ سالگی بود که از آن پس نزد استاد فرهنگ‌فر به‌شاگردی پذیرفته شد. تصنیف‌هایی را نیز در کلاس‌های استاد دادبه و شاگردان‌شان یاد می‌گرفت که زیر نظر پدرش آنها را به خوبی اجرا میکرد. حتی من و پدرش چند نمونه از آنها را ضبط کردیم. همایون به هرگونه‌ای که بود در میان شیطنت‌های کودکانه، استعدادش را در موسیقی و تقلید صداها نشان می‌داد. خواهران همایون هم همگی استعداد داشتند و پیش پدرشان آواز کار می‌کردند ولی هیچ وقت کاری ارائه نکردند.

 

  • چه کسی این بارقه ها را کشف کرد؟

 

کشف آنها زیاد مشکل نبود. علاقه به‌ریتم و موسیقی کاملا در رفتار و کردار همایون قوی‌تر میشد. پدرش در اولین گام برای او تنبکی تهیه کرد و او را تشویق به‌اصولی کارکردن کرد. در آن زمان آواز را خود به همایون تعلیم میداد.

 

  • عکس العمل شما چه بود ؟

 

بسیار خوشحال میشدم و احساس میکردم هر آنچه میتوانم باید برای رسیدن او به‌هدفش انجام دهم.

 

  • فکر می‌کنم برحسب شرایط گرایش اول‌شان موسیقی بود. شاید شما ترجیح نمی‌دادید آقاهمایون در رشته دیگر هنری فعالیت کند؟

 

آیا فرزند باید به راهی که پدر و مادر ترجیح می‌دهند کشیده شود یا آنچه استعداد یا علاقه‌اش را دارد؟! همایون برحسب شرایط، راه پدرش را دنبال نکرد، همچنان که خیلی از پسران راه پدرشان را دنبال نمی‌کنند ، آنچه همایون را به این راه فرامی‌خواند فرمان نهادش بوده. هنر تزریقی نیست.

 

  • همایون سالها می‌توانست بخواند و نخواند و فقط ساز زد. شما به‌ایشان اصرار نمی‌کردید که خواننده شود؟

 

خیر همان‌طور که عرض کردم درتمام این سالها اونزد پدرش تعلیم می‌دیده و تمرین می‌کرد طبیعتا تشخیص ارائه آوار برعهده ی خود او و پدرش بود.

 

  • آیا در کنسرت‌های ایشان شرکت کرده‌اید؟

 

بله در تمام کنسرت‌هایی که می‌توانستم حضور داشته باشم.

 

  • کدام آهنگ همایون را دوست دارید؟

 

همگی آنها را.

 

  • آیا برای همایون نگفته‌اید آهنگی هم برای مقام مادر بخواند؟

 

وقتی او می‌خواند، برای همه می‌خواند، چه برای من، چه برای تمام مردم. گاهی هم اختصاصی برای دل من. هنر سفارشی نیست و من هرگز نمی‌خواهم به خاطر شخص من بخواند. او ارزش مادر را به‌خوبی میداند. شاید روزی آن را به‌زبان بیاورد.

 

  • آیا دوست دارید نوه شما (از همایون) موسیقی‌دان شود؟

 

دوست دارم بتواند چه در چهره یک موزیسین و یا در هر مقام دیگر، در کارش موفق و تاثیرگذار باشد.

 

  • از همسرش چه توقعی دارید؟ آیا برآورده‌اش میکند؟

 

از او سپاسگذارم که با آرامش و مهربانی‌اش برای او همسری بایسته است. توقع من از هردوی آنهاست که در این راه به واقع همدل و همسر و پشتیبان یکدیگر باشند.

 

  • ارتباط بین مادر و پسر مستحکم‌تر است و حتی بعضی اوقات بعضی مادرها از اینکه پسرشان بعد از ازدواج به همسرش توجه زیادی داشته باشند حسادت می‌کنند. وقتی پسر رعنای یک مادر در مسیر شهرت قرار می‌گیرد مادر چه احساسی دارد؟

 

احساس غرور نه حسادت.

 

  • آیا نگران کم‌رنگ شدن احساسات عاطفی فی‌مابین نمی‌شوید؟

 

خیر، او هر نفسش برای من زندگی‌ست . هر وقت صدایش را می‌شنوم در دل من است و مهر من در دل او، این پیوند و عشق مادر و فرزند رنگی دارد گه هیچ گاه کم‌رنگ نمی‌شود .

 

  • همایون چند روز یک‌بار به شما سر میزند؟

 

اگر بتواند هر روز وگرنه هر فرصتی که دست دهد. خوشحالم از اینکه به آرزوهایم رسیده ام. آرزویی که داشتم ، افتخار کردن به فرزندانم.

 

 

لينكهاي مرتبط :

دانلود "مرغ سحر" ، اجرا شده در شب آخر کنسرت شجریان و گروه آوا در تالار وزارت کشور _مرداد 86

کنسرت مستقل همایون شجریان با گروه دستان

دانلود 5 تصنیف از شجریان پدر و پسر

همه شاگردان شجریان (نگاهی به شاگردان شجریان که دوره عالی را نیز نزد استاد شجریان طی کردند )

دانلود دو تصنیف از کنسرت اخیر شجریان در تهران ؛ مرداد 86

دانلود قطعه ای با صدای همایون شجریان از کنسرت اخیر شجریان در تهران ؛ مرداد 86

گزارش اختصاصی از شب آخر کنسرت شجریان ؛مرغ سحر ناله سر داد

عکسهای منتخب کنسرت شجریان در تهران _ مرداد 86

گزارش کاملی از کنسرت شب اول شجریان در تهران

دنبال حال و هواي ايراني‌ام ؛ مصاحبه روزنامه اعتماد ملی با استاد شجریان بعد از کنسرت مرداد 86

دانلود مناجاتهای ماه مبارک رمضان و صدای خاطره انگیز و مخملی شجریان

ویژه تولد استاد شجریان ؛ چندین عکس و دانلود چند تصنیف

 

 

+ نوشته شده توسط سخائی در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 20:31 |

 

به همراه دانلود دو تصنيف نوروزي از شجريان

 

نوروز و تشيع

 

با تبريک سال نو ، خدمت همه شما دوستان گرامی ، مطالبی در مورد تاریخچه نوروز و ارتباط آن با فرهنگ شیعی به طور خیلی خلاصه جمع آوری شده است (از منابع مختلف اینترنتی)   که حتما ارزش یکبار خوندن رو داره .شاید کمی تا قسمتی طولانی باشه ، ولی فکر کنم برای اکثر شما جالب باشه ، حداقل برای خودم که اینطور بوده . منتظر نظرات خوب شما هستم .

 

  نوروزتان مبارك

 

در تقویم ایران باستان هر 365 روز برابر یک سال می گفتند،و با گذشت هر 120 سال دو روز به مدت یک ماه جلوتر می آمد ، پس از ورود اسلام به ایران تقویم هجری-قمری که هر 355 روز یک سال کامل محسوب می شد ،رایج شد.اما بعد از 11 فروردین سال 1304 (شمسی ) در زمان "ملکشاه سلجوقی" تعدادی از دانشمندان آن عصر تقویمی را تنظیم کردند که تقویم جلالی ملکشاهی نام گرفت . در این تقویم  نوروز از ابتدای فصل بهار آغاز میشد و از آن زمان بود که این مراسم به جشن ملی ایرانیان تبدیل شد.نوروز در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آغاز می شد،همانگاه که خورشید وارد برج (حمل) می شود و شب و روز برابر می گردد و طبیعت دوره سرما را در پس می گذارد و موسمی معتدل شروع و زمین از خواب زمستانی بیدار می شود.

 

ابوریحان بیرونی در کتاب  «التفهیم لاوایل صناعه التنجیم»   در سبب نهادن نوروز می­نویسد : «نوروز چیست ؟ نخستین روز است از فروردین ماه، زین جهت روز نو نام کردند زیرا که پیشانی سال نو است باز می­نویسد : «اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آنست که اول روزی است از زمانه و بدو فلک آغازید به گشتن

 

" در آغاز فروردين، آدم آفريده شد و آن روز فرخنده ای است برای خواسته ها و برآورده شدن آرزوها و آموختن دانش و زنا شويی و سفر و داد و ستد. در آن روز خجسته، بيماران بهبود می يابند و نوزادان به آسانی زاده می شوند و روزی ها فراوان می گردد. "

سخن بالا، مهر تأييد جعفر بن محمد صادق، ششمين امام شيعيان بر آيين نوروز است؛ آيينی که به خلاف عقيده رايج ، نه زاييده زرتشت است و نه آفريده آريايی ها. بلکه آيينی است سرزمينی تا همه اقوام و اديانی که پای در اين کهن ديار گذاشته اند ، بدان شادباش گويند؛ خواه آريايی، خواه زرتشت، خواه اسلام.